عدم تعادل اکسیدانی مغز و بروز نقصهای شناختی کودکان
نکات خواندني
بزرگنمايي:
سیاست و بازاریابی - ایسنا / محققان در پژوهشی جدید به بررسی این موضوع پرداختهاند که آیا برهمخوردن توازن شیمیایی سلولها و پدیدهای موسوم به استرس سلولی میتواند با دشواریهای ادراکی و آموزشی در برخی از دانشآموزان مرتبط باشد یا خیر.
اختلال یادگیری خاص یکی از شناختهشدهترین و بزرگترین دستههای ناتوانی در میان کودکان استثنایی به شمار میرود که در حال حاضر شمار زیادی از دانشآموزان مدارس ویژه را تشکیل میدهد. این وضعیت در سالهای اخیر به یک موضوع بسیار چالشبرانگیز و مهم در حوزههای تعلیم و تربیت تبدیل شده و دیدگاه کارشناسان گوناگون را به خود معطوف کرده است. این اختلال در حقیقت نوعی نارسایی در روند رشد و تکامل طبیعی دستگاه عصبی فرد است که خود را به صورت ناتوانی در دستیابی به سطح مناسب و مورد انتظار در مهارتهایی همچون خواندن، درک ریاضیات و نگارش نشان میدهد، آن هم در شرایطی که سن تقویمی، میزان آموزشهای دریافتی و بهره هوشی عمومی کودک طبیعی است و انتظار چنین افت تحصیلی وجود ندارد. بر اساس برآوردهای تشخیصی معتبر، بین پنج تا پانزده درصد از کودکان در سطح جهان با این مشکل درگیر هستند و غالباً در حوزههایی مانند به خاطر سپردن اطلاعات شنیداری و دیداری، هماهنگی میان چشم و حرکات دست، تمرکز، بیشفعالی و بیقراری رفتاری دچار نارساییهای گوناگونی میشوند.
با وجود گسترش روزافزون این اختلال، علتهای بنیادین شکلگیری آن همچنان به عنوان معمایی پیچیده در علوم اعصاب باقی مانده است و دانشمندان آن را برآیند اثر متقابل عوامل وراثتی و شرایط محیطی میدانند. از سویی، روشهای کنونی تشخیص این اختلالات بیشتر متکی بر ارزیابیهای ذهنی رفتاری است. از این رو ضرورت دارد نشانگرهای عینی و مشخص زیستی کشف شوند تا بتوان به تشخیص زودهنگام و مدیریت بهتر این وضعیت کمک کرد. در این چارچوب، توجه پژوهشگران به پدیدهای به نام «استرس اکسیداتیو» جلب شده است؛ حالتی نامتعادل در سلولها که در آن ترکیبات آسیبرسان و فعال اکسیژن، به دلیل تضعیف سپرهای محافظ یعنی آنتیاکسیدانها، بر توان دفاعی بدن غلبه میکنند. با توجه به اینکه مغز انسان به اکسیژن زیادی نیاز دارد و در برابر حملات این گونههای فعال شیمیایی بسیار حساس و آسیبپذیر است، هرگونه تضعیف در سیستمهای محافظتی سلول میتواند به مولکولهای زیستی نظیر چربیها و ژنها آسیب بزند و به اختلال در مسیرهای پیامرسان عصبی، تضعیف حافظه و آسیب به مرکز یادگیری مغز منجر شود.
در این خصوص، متینه عبادی، محقق روانشناسی در گروه روانشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه محقق اردبیلی، به همراه سه تن از همکاران دانشگاهی خود و با همکاری محققانی از دانشگاه کردستان، دست به پژوهشی جامع زدهاند. این محققان با بررسی دقیق متون علمی پیشین و دادههای موجود، تلاش کردند تا ردپای استرس اکسیداتیو و برهمخوردن توازن مولکولهای تخریبکننده و محافظتکننده را به عنوان عاملی بالقوه و نهفته در بروز نارساییهای شناختی و ذهنی کودکان دارای اختلال یادگیری ارزیابی و شفافسازی کنند.
روش اجرای این کار علمی، به صورت مطالعه مروری نظاممند بوده است که طی آن پژوهشگران به گردآوری و تحلیل دادههای مقالات معتبر منتشرشده در بازه زمانی سال ۲۰۰۰ میلادی تا پایان ماه می سال ۲۰۲۵ پرداختند. جستوجوی این مستندات به دو زبان فارسی و انگلیسی در پایگاههای مهم اطلاعات علمی از جمله پابمد، اسکوپوس، ساینس دایرکت، ابسکو، اریک و گوگل اسکولار پیگیری شد.
یافتههای حاصل از تلفیق این بررسیها نشان داد که میان برخی از شاخصهای زیستی استرس اکسیداتیو و میزان کارایی شناختی افراد پیوند معناداری برقرار است. به عنوان نمونه، آنزیمهای آنتیاکسیدانی مهمی همچون گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز، در کنار موادی مانند کینورنین و کوآنزیم کیوتن، ارتباط محسوسی با وضعیت ذهنی نشان دادند. در میان عوامل اکسیدکننده و مخرب، مادهای موسوم به مالون دیآلدهید که نشانهای از آسیب چربیها است، در سه مطالعه مورد سنجش قرار گرفته بود که در تمام آنها مقدار این شاخص تخریبی در خون کودکان دچار اختلال یادگیری بالاتر از افراد عادی بود.
در مقابل، آنزیمها و مولکولهای محافظتی نظیر گلوتاتیون پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز و کوآنزیم کیوتن هر کدام در دو پژوهش مستقل ارزیابی شده بودند که نتایج به شکلی یکپارچه نشان داد مقادیر این عوامل دفاعی در بدن دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص به طور معناداری پایینتر از گروه همتایان سالم است. نتیجهگیری محققان بر این پایه استوار است که مسیر شناخت دقیق استرس اکسیداتیو در افراد دارای نارساییهای یادگیری و چگونگی تاثیر آن بر فرایندهای پردازش اطلاعات هنوز در گامهای نخستین است و دانشمندان نیازمند طراحی و اجرای پژوهشهای گستردهتری هستند تا بتوان به معیارهای دقیق زیستی برای تشخیصهای بالینی و طراحی برنامههای درمانی هدفمند دست یافت.
اطلاعات تکمیلی این پژوهش روشن کرد که با بررسی تمام شاخصهای زیستی سنجیدهشده، پنج معیار اکسیدانی و مخرب در کودکان مبتلا به اختلالات خاص یادگیری وضعیت بالاتری را در مقایسه با همتایان بهنجار نشان دادهاند و در نقطه مقابل، 6 شاخص محافظتکننده آنتیاکسیدانی نیز در این گروه دچار کاهش سطح شده بودند. هرچند که در خصوص ارتباط مستقیم این فاکتورها با نمرههای آزمون هوش یا آزمونهای ویژه سنجش نارساخوانی هماهنگی کامل و قاطعی میان نتایج مطالعات پیشین به دست نیامد، اما ارزیابی میزان حساسیت و دقت تشخیصی آنها آشکار کرد که موادی نظیر کینورنین، مالون دیآلدهید و کوآنزیم کیوتن در جداسازی دقیق کودکان درگیر با اختلال یادگیری از افراد سالم عملکرد موفقی دارند. از همین رو، پیشنهاد شده است که در فعالیتهای علمی آینده بر این چند شاخص تکیه بیشتری شود تا امکان ارزیابی پاسخ به درمان و حتی درجهبندی شدت اختلال فراهم آید.
همچنین به دلیل آنکه بخش عمدهای از پژوهشهای پیشین پیوند میان استرس اکسیداتیو و فرایندهای شناختی را نسنجیدهاند، پژوهشگران توصیه کردهاند که مطالعات گستردهتری طراحی شود تا حدود و عمق اثرگذاری فشارهای اکسیداسیونی بر عملکردهای حافظه و درک به خوبی ترسیم شود.
این دستاورد علمی ارزشمند در قالب مقالهای تخصصی در «مجله روانشناسی و روانپزشکی شناخت» که وابسته به دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان است، منتشر شده و در دسترس علاقهمندان، روانشناسان و پژوهشگران حوزه علوم اعصاب قرار گرفته است.
لینک کوتاه:
https://www.siasatvabazaryabi.ir/Fa/News/806738/