سیاست و بازاریابی
یادداشت مهمان؛
3 لایه پنهان تسلیحاتی‌سازی استارتاپ‌ها/ سیلیکون‌ولی کدهای مرگ می‌نویسد
سه شنبه 9 تير 1405 - 12:22:47
خبرگزاری مهر فناوری های نوین
سیاست و بازاریابی - ساده نباشیم. تسلیحاتی شدن فناوری فقط موشک و پهپاد نیست. شاید اگر اینطور بود، کاربر به خیال خود بی‌طرف سیاسی طبقه‌ متوسط می‌توانست با خیال راحت بگوید «به من ربطی ندارد».

یادداشت مهمان، محمدامین الله داد : مشکل این‌جاست که سهمناک‌ترین لایه‌های این فرآیند، دقیقاً همان چیزهایی هستند که روزمره استفاده می‌کنیم و اصلاً متوجه نمی‌شویم.
بیایید سه لایه پنهان را یکی یکی باز کنیم. لایه‌هایی که هیچ‌کدام بوی باروت نمی‌دهند، اما قتل‌عام‌های سایبری و نظامی از دل همین لایه‌ها بیرون می‌آید.
لایه‌ اول: داده شخصی شما، سلاح استراق سمع دشمن
اپلیکیشن ورزشی‌تان را باز کنید. چند کیلومتر دویده‌اید؟ مسیرتان چطور بوده؟ چه ساعتی از شب از جلوی فلان پادگان نظامی رد شده‌اید؟
به نظر می‌رسد اطلاعات بی‌ضرری است. اما در سال ۲۰۱۸، اپلیکیشن معروف استراوا (Strava) «نقشه حرارتی» از فعالیت ورزشکاران در سراسر جهان را منتشر کرد. این نقشه نشان می‌داد کدام مسیرها بیشتر دیده می‌شوند. مشکل اینجا بود که این نقشه، ناخواسته لوکیشن دقیق پایگاه‌های مخفی نظامی آمریکا در افغانستان و سوریه را نیز فاش کرد. سربازانی که برای ورزش از اپلیکیشن استفاده می‌کردند، بی‌آنکه بدانند، محل استقرار یگان‌های ویژه را نقشه برداری کرده بودند.
همین اتفاق می‌تواند در تهران، اصفهان یا هر شهر دیگری بیفتد. ساعت‌ها و گجت‌های هوشمند، سیستم عامل و هر اپلیکیشنی که روی گوشی شما است اگر بخواهد می‌داند که شما چه ساعتی از کدام خیابان عبور می‌کنید. حالا اگر این داده‌ها - حتی بدون قصد قبلی - در دست یک بازیگر بدخواه قرار بگیرد، تبدیل می‌شود به نقشه راه برای حمله، محاصره، یا ترور هدفمند.
تحقیقات نشان می ‎دهد تصور عمومی طبقه متوسط نسبت به مخاطرات «داده»، بیشتر حول تبلیغات اسپم، مزاحمت‌های شخصی یا کلاهبرداری‌های مالی است. اما در جنگ مدرن، داده‌های «شخصی» شما همان نقشی را بازی می‌کنند که جاسوس‌های دهه پنجاه بازی می‌کردند.
لایه‌ دوم: سرمایه‌گذارانی که دو روی سکه را می‌بینند
فرض کنید یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر(VC) در یک استارتاپ نرم‌افزاری سرمایه‌گذاری می‌کند. عالی به نظر می‌رسد. اما همین صندوق، شش ماه بعد، در یک شرکت تولیدکننده قطعات پهپاد هم سرمایه‌گذاری می‌کند، و دو ماه بعد در یک شرکت سازنده نرم‌افزارهای رمزنگاری نظامی.
قانوناً هیچ اشکالی ندارد. از نظر اقتصادی هم به صرفه است. اما این «همبستگی سرمایه» چه معنایی برای کاربر طبقه متوسط دارد؟
معنی‌اش این است که یک استارتاپ «غیرنظامی» هیچ وقت نمی‌تواند واقعاً غیرنظامی بماند. چون پول از جایی می‌آید که بوی باروت می‌دهد و وقتی پول از آن مسیر می‌آید، فشار برای «همکاری بیشتر» هم می‌آید.
بنا به گزارش‌های علنی منتشر شده در خصوص زیست بوم استارتاپی ایالات متحده، بسیاری از استارتاپ‌های بزرگ توسط هلدینگ‌هایی حمایت می‌شوند که در صنایع دفاعی یا امنیتی هم حضور دارند. حتی اگر با نگاه خوش‎بینانه این وضعیت را به معنی توطئه نبینیم؛ به معنی «طبیعی شدن یک رابطه ناسالم» است. استارتاپ جوان به جای این‌که بپرسد «ما به چه کسی سرویس می‌دهیم»، فقط می‌پرسد «پول از کجا می‌آید».
لایه سوم: فرهنگ «شکستن مرزهای نوآوری» به قیمت جان انسان‌ها
استارتاپ‌ها دو واژه را مقدس می‌دانند: «سرعت» و «شکستن مرزها». در کسب‌وکار، این واژه‌ها به معنی نوآوری و پیشرفت است. در حوزه فناوری‌های دو-کاربرده، این واژه‌ها به معنی نادیده گرفتن پروتکل‌های ایمنی، اخلاق زیستی و حقوق بشر است.
بیایید ملموس بگوییم: وقتی یک استارتاپ پهپادی می‌گوید «ما از قوانین سخت‌گیرانه هوانوردی عبور می‌کنیم تا سریع‌تر تحویل دهیم»، در ظاهر ستودنی است. اما همین عادت ذهنی - که «قانون مانع پیشرفت است» - وقتی به حوزه‌ی نظامی کشیده می‌شود، تبدیل می‌شود به: «ما از قوانین بین‌المللی جنگ عبور می‌کنیم تا دقیق‌تر بزنیم.»
در فرهنگ و عرف دنیای مهندسی نرم افزار و الکترونیک، هوش مصنوعی، رباتیک و توانایی هک کردن (Hacking) تحسین‌برانگیز هستند. اما اگر همین فناوری‌ها با حوزه‌ی سلاح‌های خودمختار (Autonomous Weapons) ممزوج شوند، نتیجه‌اش ماشین‌های جنگی‌ای است که بدون نظارت انسانی - و شاید با مداخله‌ی غیر برنامه‌ریزی شده- تصمیم به کشتن می‌گیرند.
در فرهنگ طبقه‌ی متوسط، بچه‌های خلاقی که سیستم‌ها را به قصد نوآوری دور می‌زنند، تحسین می‌شوند. اما همین طبقه نمی‌بیند که همان بچه، اگر در اختیار ارتشی که به اصول اخلاقی وفادار نیست قرار بگیرد، پنج سال بعد می‌نشیند پای سیستمی که تصمیم می‌گیرد کدام آمبولانس در بمباران هدف قرار بگیرد. تأمل‌برانگیزترین نمونه‌ی این واقعیت، ارتباط عمیق زیسب بوم استارتاپی تل آویو با ارتش رژیم اسرائیل است.
جمع‌بندی سه لایه:
لایه اول (داده) می‌گوید: «حتی ضبط حرکات ورزشی تو می‌تواند نقشه قتلگاه خودت یا دیگران شود.»
لایه دوم (سرمایه) می‌گوید: «پولی که استارتاپ را بزرگ می‌کند، گاه از همان جایی می‌آید که بمب می‌سازد.»
لایه سوم (فرهنگ) می‌گوید: «ذهنیتی که تو در ساختمان‌های شیشه‌ای سیلیکون ولی تحسین می‌کنی، گاه دارد کدهای مرگ را می‌نویسد.»
واقعیت این است که این لایه‌ها هیچ‌کدام پنهان نیستند. فقط پشت پوسترها، گزارش‌ها، مصاحبه‌ها و تبلیغات جذاب و پر زرق و برق پنهان شده‌اند. برای دیدنشان، فقط باید کمی از شوقِ مصرف‌گراییِ فناورانه فاصله بگیریم و بپرسیم: «این ابزارِ به‌ظاهر بی‌آزار، در دست چه کسی است و به دست چه کسی می‌افتد؟»
در یادداشت بعد توضیح خواهم داد که چرا محدود کردن این روند تقریباً غیرممکن است، اما چطور یک دولت مسئولیت پذیر با «حکمرانی هوشمند» می‌تواند از بروز فاجعه جلوگیری کرده و از مردم خود در برابر آن محافظت کند.
تا آن زمان، دفعه بعد که اپلیکیشن ورزشی‌تان را باز کردید یا گجت سلامتی‌تان را پوشیدید، یک لحظه به این فکر کنید که مسیر دویدن شما، در دنیایی دیگر، چه معنایی می‌تواند داشته باشد.
رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی

https://www.siasatvabazaryabi.ir/Fa/News/794926/3-لایه-پنهان-تسلیحاتی‌سازی-استارتاپ‌ها--سیلیکون‌ولی-کدهای-مرگ-می‌نویسد
بستن   چاپ